تبليغاتX
درسایه سار معرفت

درسایه سار معرفت

 

 

   بشارت باد بر اهالی زمین که سیب سرخ بهشت، جوانه زده است...

فِی ابْنَه رَسولِ اللهِ لِی اُسْوَه حَسَنَه
امام عصر (عج) فرمود: «دختر رسول خدا (ص) برای من نیکوالگویی است.»
(بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۸)

امام باقر علیه‏السلام خطاب به زنی که الگو و معیارِ روش سزاوار زندگی است، می‏فرماید:
«اگر طالب فضیلتی، راه زهرا علیهاالسلام را پیش گیر.» (بحارالانوار،ج ۲۳، ص ۵۱)

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 13:53 توسط بهار| |

 
مسأله‏ى ديگر، مسأله‏ى روضه‏هاست. روضه‏خوانى و سينه‏زنى بايد باشد؛ اما نه در هر عزايى. اين را بدانيد كه روضه خواندن و گريه كردن - آن سنت سنيه - مربوط به همه‏ى ائمه نيست؛ متعلق به بعضى از ائمه است. حالا يك وقت در جمع و مجلسى كسى روضه‏يى مى‏خواند، عده‏يى دلشان نرم مى‏شود و گريه مى‏كنند؛ اين عيبى ندارد. اصلاً عزادارى كردن يك حرف است، روضه‏خوانى و سينه‏زنى راه انداختن يك حرف ديگر است. روضه‏خوانى و سينه‏زنى راه انداختن، مخصوص امام حسين است؛ حداكثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه به اين وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بيست‏ويكم ماه رمضان، سينه‏زنى و عزادارى و برپايى جلسات خوب است؛ ولى مثلاً در مورد حضرت موسى‏بن جعفر (عليه‏السّلام) - با اين‏كه وفات آن بزرگوار از وفاتهاى داراى روضه‏خوانى است - من لزومى نمى‏بينم كه سينه‏زنى بشود؛ يا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلام‏اللَّه‏عليها) مناسبتى ندارد كه ما بياييم نوحه‏خوانى و سينه‏زنى كنيم؛ بهتر اين است كه در آن موارد، شرح مصايبشان گفته بشود. شرح مصايب، گريه‏آور است.
 
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 20:14 توسط بهار| |

 

امسال اولین سالی بود که بعد سه سال زندگی  مشترک؛سال تحویل خونمون بودیم و بعدش پذیرای مهمان و زوار امام رضا(علیه السلام)...

انگار امسال برام یه جور دیگه بود ؛حالا که به ۱۴روز گذشته نگاه می کنم حس خوبی دارم،حس خوشایند همسایگی علی ابن موسی الرضا(علیه السلام)...

.........................................................................

دلم تنگ فاطمیه است...

الهی در این سال روزی معنویمون لبریز...

 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 23:19 توسط بهار| |

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 22:23 توسط بهار| |

 

 

اگر هنوز قدم در راه نگذاشته ای و معشوقت را نیافته ای به دلت یک بسم الله بگو و شروع کن...

ببین برای این دو روزه که می دانی ثباتی در آن نیست چه کوششها و تقلاهایی می کنی، برای آنجا که به حکم فطرت هستی و زندگی ابدی است ؛ چه کوشش کرده وتهیه دیده ای؟...

اگر رو به این خانواده (اهل بیت) حرکت نکنی، هر دقیقه، دلت مثل طائری است که آشیان گم کرده وازشاخه ای به شاخه ای می جهد...

روح خود را مشاهده می کنی، می بینی که روح خیلی معظم است، اشتباه کرده ایم که سالهای سال این روح را جمال این بدن نموده ایم،چقدر خطارفته ایم... 

*******************************************

روزای خوب حوزه که بودم ؛ استادی (خانم زندیه) داشتیم که بهمون می گفت:" از خدا بخواید تومسیر زندگیتون روزیتون کنه یه استاد قرار بده"...

دلم این روزا بیقراره استاده...

کاش روزیمون مثل بانو امین بود...روحش شاد

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 18:29 توسط بهار| |

Design By : Night Melody