تبليغاتX
در سایه سار معرفت

چهارشنبه بیستم آبان 1388

روز زیارت مخصوصه حضرت رضا علیه السلام



 ۲۳ ذیقعده روز زیارت مـخصوصه حضرت رضاعلیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَمينَ اللهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا علي بن موسي الرضا

 اَشْهَدُ اَنَّكَ جاهَدْتَ فِى اللهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَعَمِلْتَ بِكِتابِهِ، وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ،

حَتّى دَعاكَ اللهُ اِلى جِوارِهِ، فَقَبَضَكَ اِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ، وَاَلْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ، اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، راضِيَةً بِقَضائِكَ، مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَدُعائِكَ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِيائِكَ، مَحْبُوبَةً فى اَرْضِكَ وَسَمائِكَ، صابِرَةً عَلى نُزُولِ بَلائِكَ، شاكِرَةً لِفَواضِلِ نَعْمائِكَ، ذاكِرَةً لِسَوابِـغِ آلائِكَ مُشْتاقَةً اِلى فَرْحَةِ لِقائِكَ،مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى لِيَوْمِ جَزائِكَ، مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِيائِكَ
مُفارِقَةً لاَِخْلاقِ اَعْدائِكَ، مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيا بِحَمْدِكَ وَثَنائِكَ ...

اللهم صلّ علي عليِّ بنِ موسي الرّضَا المُرتَضي عَبدِكَ و وليِّ دينِكَ القائمِ بِعَدلِكَ
و الدّاعي إلي دينِكَ و دينِ ابائه الصّادقينَ صَلوةً لا يَقوي علي إحصائها غَيرُك

امروز چهارشنبه ۲۳ ذي القعده روز زيارت مخصوصـه امام رضا ( درود و رحمت خدا بر ايشان باد) و به روايتي روز شهادت حضرت رضاست ، حواسمون باشه تو اين روز هر كجا هستيم سلامي خدمت آقا و اماممون عرض كنيم چرا كه زيارت حضرت از دور و نزديك يكي از سنتهاي اين روز محسوب میشه .
و زیارت یعنی حضور ؛
یعنی اینکه ممکنه کسی کیلومترها با حرم فاصله داشته باشه ولی به محض اینکه حضور اتفاق افتاد زیارت انجام میشه
یعنی اگر الان یکی وایساده باشه روبروی ضریح و سلام بگه به آقا امام رضا علیه السلام ؛
اگر من و شما از همین جا با صدق و صفا و با همه وجود سلام بدیم
انگار که دقیقاً کنار اون شخص توی حرم ایستادیم و داریم سلام میدیم 
یعنی هیچ فرقی نمیکنه که توی حرم باشیم یا دور از حرم در شهر خودمون ؛
پس چیزی که مهمه حضور ماست و هدف از زیارت همین حضور است و بس !

چه بسا کسانی که امروز در مشهد و در صحن مطهر حضرت رضا (ع) حاضر میشن و از نزدیک زیارت میکنن اما در واقع حضور ندارن ؛ اما کسانی که تو عمرشون حتی یکبار به مشهد و به حرم حضرت ثامن الحجج(ع) نرفتن اما امروز با یک سلام با حضور قلب در اون فضای متبرک حاضرند و حضور دارند !

بُعد منزل نبود در سـفر روحانی

پس بیاید از همین جا و از پایکامپیوتر از تو خونه ، محل کار ، مدرسه و یا دانشگاه و از هر جایی که هستیم دلهامون رو روانه حرم آقا کنیم و یک سلام از ته قلب به آقا بدیم :

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی و رحمةالله و برکاته

انشاالله هر چي ميخوايد امام رضا بهتون بده ، براي ما هم دعا كنيد

صلّي اللهُ عليك يا أباالحسنِ
صلّي اللهُ علي روحِكَ و بدنِكَ صَبَرتَ و أنت الصّادقُ المصدّقُ
قَتَلَ اللهُ مَن قَتَلَكَ بالأيدي و الألسن


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:54 توسط : بهار

پنجشنبه نهم مهر 1388

جهاد المراة حسن التبعل...



حکایت فرمانده بسیجی رو شنیدید؟

اونی که همه مشکلات را حل میکنه،اما مشکل خودشو به کسی نمی گه، سنگ صبور و حلّال مشکل همه و مشکلات خودشو مال خودش میدونه و تو گفتنش خسیس و بخیله!!!...

جهادی که برای زن نوشتن «جهاد المراة حسن التبعل»...زن فرمانده این رزم و جهاده ...فرمانده ای که گرمی کانون خانواده به دستان مهربان و ایثارگر اوست...سنگ صبور سختیهای زندگی و ناملایماتش...اما  لبخند شادی آفرینش تاریکی  و حزن و اندوه رو از دل همسرمیبره...در این رابطه به سخنان و اعمال بانوی دوعالم باید نظرتأمل افکند...

در یکی از صبحگاهان امام علی (علیه السلام)فرمود:

«فاطمه جان!آیا غذایی داری تا گرسنگی ام برطرف شود؟»

پاسخ فرموند:

«نه،بخدایی که پدرم را به نبوت و شمارا به امامت برگزید سوگند، که دو روز است در منزل غذای کافی نداریم،آن چه بود به شما وفرزندانم «حسن و حسین»دادم و خود از غذای اندک موجود،استفاده نکردم.»

امام با تأسف فرمود:

«فاطمه جان!چرا به من اطلاع ندادی،تا بدنبال تهیه غذا بروم؟»

حضرت فرمودند:

«ای ابالحسن !من از پروردگارخود حیاءمیکنم چیزی راازتو درخواست نمایم که تو برآن توان و قدرت نداری.»

الهی :که همه ما سکینه قلبی باشیم برای همسرانمان...

 **********

تقدیم به بعضی از دوستان در شرف تأهل با آرزوی خوشبختی

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:41 توسط : بهار

شنبه چهارم مهر 1388

بُتِ من



عزیزاهل دلی میفرمود:

(یک عمر به خیال خودمان مجاهده میکنیم؛و از حلال و حرام زندگیمان می زنیم،اما آخرالامر هر جا که می نشینیم، میگوییم که «من» این کاررا کردم ،«من» این صفت را کشتم،«من» این عمل بد را کنار گذاشتم. چهل سال ،همه بتها را میشکنیم،اما غافلیم از این که عاقبت ، تبر رابردوش بت بزرگ«من» گذاشته ایم؛و هنوز هم نفهمیدیم که همه این کارها،برای آن است که خودمان را از ما بگیرند.

آن زمانی که«من»از آدمی جدا شد، جانها خلاصی می یابد؛ و آنوقت است که می شود نَفَس تازه ای کشید.)

الهی : زخود برهیم به جان جانان برسیم...


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:7 توسط : بهار

دوشنبه شانزدهم شهریور 1388

قرآن و اهل بیت



اونی که دست مارو می گیره سپردنمون به قرآن و اهل بیته ،ما مطمئن نیستیم که نمازهامون ،روزهامون،عبادتهای شخصیمون چقد، تا کجا دست مارو می گیره ،نمی دونیم نماز شبمون دست مارو می گیره یا نه ،اما شناخت و سپردن هر روزه خودمون به قرآن و اهل بیت کمکون می کنه، دستمونو می گیره ... تو این ماه فرصتیه برا مسلح شدن هم از جهت توبه و پاکی و هم انس با قرآن و اهل بیت...

عادت کنیم به همنشینی با قرآن...اونایی که حشر با قرآن پیدا می کنند، دلشون زود به زود برا قرآن تنگ می شه،تو رابطه انسان با قرآن می گن قرآن هم مثه انسانه، نازش زیاده،اگه باهاش همنشین باشی اونم انیست می شه و دلش تورو زود به زود می خواد ،برا اینه که اگه یه مدت مداوم قرآن می خونی وقتی یکی دوروز که نخونیش حال عجیب و دلتنگی پیدا می کنی چون دل هردوتاییتون به هم گره خورده هردوتاییتون دلتنگ هم می شید...ماه رمضان فرصت خوبیه برا این آزمایش، وقتی ماه که تمام بشه و ختم قرآنها هم تمام ...دوروز انگارگم کرده داری ...

  اما اگه باهاش بی مهری کنی و این فراق زیادبشه ،اونم به فراقت عادت می کنه و ازت فاصله می گیره اگه یه مدت طولانی سراغش نری دیگه کم میلی برای تلاوتش ...

ماه رمضان ماه اهل بیته؛ نکته عجیب اینه که از اولین امام و آخرین امام حضور پیدا می کنند...

  هم ماه علی(علیه السلام) و هم ماه امام زمان(عجل الله) چرا امام زمان(عجل الله) ؟؟!!

   چون تو مسئله شب قدر وتنزل ملائک فقط در حضوروجود مبارک معصوم ملائک به زمین فرود میان، یعنی اگه معصومی نباشه ملکی به زمین نمی یاد، زمین میزبانی نخواهد داشت، میزبان قرآن و ملائک وجود امام زمان(عجل الله) هستند...

   فرصت خوبی پیدا شده برا انیس شدن با اهل بیت ...

   تمسک و توسل دائمی به اهل بیت و سپردن خودمون به اونها ...

باید به این اعتقاد قلبی برسیم که من در تربیت خودم عاجزم ؛اگه به این اعتقاد قلبی رسیدیم ،اون وقت باید خودمونو به معصوم عرضه کنیم،قبل ازانجام کاری عملمونو به معصوم هدیه کنیم، خودمونو بسپاریم به دست اون معصوم وقتی عمل را سپردیم اون عمل دیگه مال من نیست...

استمرار عمل و ذکراون عمل می شه اخلاق،اخلاقم بارون نم نمه که تو وجود انسان می ریزه و نهالهای اصلی اخلاق رشد می کنه...

الهی که در دنیا و آخرت حشر دائم با قرآن و اهل بیت داشته باشیم...


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:15 توسط : بهار

سه شنبه دهم شهریور 1388

رمضان و امام



عالمان رباني، چلچراغ‏هاى پر فروغى هستند كه تو هرعصرى، تو آسمون علم و عمل مى‏درخشند، و با كسب نور و گرما از خورشيد رسالت و امامت، بر زمينيان تجلى مى‏كنند و آنان را به سوى منابع نور و بركت دودمان وحى، رهنمون مى‏سازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله عليه وآله نشانده، بر مشكات ملكوت، عروج مى‏دهند.
در ميان دين باوران كفر ستيز، چهره محبوب قرن، فقيه تيزبين سياست مدار، فيلسوف، عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنيان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى رضوان الله عليه، از موقعيتى والا و ويژه برخودار است، زيرا روزها و ساعت‏ها و لحظه‏هاى عمر او، با مراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آيه قرآن را مجسم ساخت و عينيت ‏بخشيد.
این روزها دلم برای امام خیلی تنگ شده ... تو عرفانهایی که شناختم عرفان ناب امام یه چیز دیگه است برام ... 
حضرت امام (ره) توجه ويژه‏اى نسبت ‏به ماه رمضان داشتند و بدين جهت، ملاقات‏هاى خودشان را در ماه رمضان تعطيل مى‏كردند و به دعا و تلاوت قرآن و... مى‏پرداختند.
و خودشان مى‏گفتند: «خود ماه مبارك رمضان، كارى است‏»
يكى از ياران امام، در اين باره گفته است :
«دراين ماه، ايشان شعر نمى‏خواندند و نمى‏سرودند و گوش به شعر هم نمى‏دانند . خلاصه، دگرگونى خاصى متناسب با اين ماه در زندگى خود ايجاد مى‏كردند، به گونه‏اى كه اين ماه را، سراسر، به تلاوت قرآن مجيد و دعا كردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپرى مى‏كردند.»
 
ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد
عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد
********************
 
گمشده حجاز به روز شد.

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:54 توسط : بهار

سه شنبه سوم شهریور 1388

سرو و گل و لاله...



ما اومدیم تو این عالم  که سرو و گل و لاله بشیم ...رمضان میاد که مارو سرو کنه ،سرو  هر چی رشد میکنه جمع و جور تر میشه، ماهم هرچی بالا که بریم باید جمع و جور تر بشیم...تاجایی که میرسه به یه نقطه ،خدایا تو خواستی که سروگونه باشیم مثل سرو چهار فصل همیشه سبز باشیم..

سرو مظهر راستی تو این عالمه باد هم که بوزه به هیچ طرفی خم نمیشه ...ماهم باید مثه سرو اهل صدق وراستی و صداقت بشیم،(النجاة فی الصدق)

اومدیم تو این عالم که گل بشیم گل قبل از شکوفا شدنش غنچه است ،غنچه هم بخیله، نه عطری نه عسلی...اماهمینکه غنچه باز میشه سفره ای از زیبایی عطرو وبوی خوش و گلاب و عسل...

اومدیم گل بشیم که دیگران از وجود ما بهره ببرند...از طرفی تو این عالم با مصیبت همراهیم مصیبتهارو او میده که باز بشیم ،شکفته بشیم، ما آدمها پیچیداه ایم اونچیزی که به ما صفا میده همین مشکلاته...

اومدیم لاله گون بشیم... لاله در دلش یه سیاهی و داغه ...اومدیم که اهل سوز باشیم ...

    الله الله توچه بی دردی!!!

اونچه آدمهارو بالامیبره درده ، تا آتش و سوزی نداشته باشیم بالا نمیریم...ماه رمضون میخوادمارو سرو و گل ولاله کنه ...

                                               الهی  سرو و گل ولاله شویم


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:59 توسط : بهار

شنبه سی و یکم مرداد 1388

جومونگ وتلقین تفکرات و عقاید صهیونیست...



واماسریال افسانه جومونگ که در ایران غوغا به پاکرده است،پشت پرده این قصه چه خبر است و چه سناریویی برایمان نگاشته اند؟!

جومونگی كه همچون موسی (ع) در خانه فرعون (امپراطور) رشد و نمو می كند ، برعلیه وی می شورد و در نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه ای پهناور (كه گذر موسی (ع) از رود نیل را تداعی می‌كند) ، به سرزمین خالی از سكنه (!) پدرانش یعنی چوسان قدیم (ارض موعود) وارد می كند.
چو سان در ذهن عبارت «جو سان - Jew Sun» یعنی خورشید یهود را متبادر می سازد و ماجرا آنجا شگفت‌آور می‌شود كه خورشید در تورات ، نماد ارض موعود یا سرزمین مادری باشد! چوسان كه ارض موعود شد ، منجی این قوم - جومونگ - نیز راهبی یهودی می شود (Jew Monk = راهب یهودی) و پایه های ابتدایی امپراطوری خود را در جو لبن (Jew Lebun = لبنان یهودی) بنا می كند. در اكثر واژه های كلیدی این افسانه كره ای ، «جو» و یا چیزی شبیه آن (كه دقیقآ با همین تلفظ ، در زبان لاتین به معنای یهودی است) به كار رفته است. شایان ذكر است لازم نیست دقیقآ املای این لغات صحیح باشد. چراكه در عمل هم ممكن نیست. بلكه نویسندگان این افسانه كوشیده اند از اسامی و یا كلماتی بهره ببرند كه بیشترین شباهت را با اسامی و مفاهیم یهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزامآ املاء - اهداف صهیونیستی عناصر پشت پرده این مجموعه را در ذهن بینندگان نهادینه كند. جالب اینكه بیشتر این عبارات ، اسامی خاص هستند تا درصورت ترجمه و دوبله به زبان‌های دیگر ، تغییر نكنند.


به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 17:51 توسط : بهار

پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388

عید دلها مبارک



 

                           يا مُقلِّبَ القُلوبِ و الاَبصار 

                             يا مُدبَّر الليل وَ النَهار

                           يا مُحوِلَ الحَولِ و الاَحوال

                         حَوِّل حالنِا الی اَحسَنِ الحال

        

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:39 توسط : بهار

جمعه بیست و سوم مرداد 1388

اطاعت ازاحمدی نژاد،اطاعت ازخداست!



بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقای مصباح را می شناسم و به ایشان به عنوان یک فقیه ، فیلسوف ، متفکر و صاحب نظر در مسائل اساسی اسلام ارادت قلبی دارم . اگر خداوند متعال به نسل کنونی ما این توفیق را نداد که از شخصیت هایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده کند ،اما به لطف خدا،این شخصیت عزیز و عظیم القدر ، خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر می کند.

                                                                                                               (مقام معظم رهبری)

ما به عظمت او (آیت الله مصباح یزدی) معتقدیم ، ما او را دوست داریم ، او یکی از خزینه های وجودی ماست . یکی ازبزرگان حوزه ماست ، من خودم علاقه به این آقا دارم ، برای این که شمشیر برنده اسلام در برابر کفر است ، لذا خیلی با او دشمن هستند .

با هر که خیلی دشمن باشند شما علاقه بیشتر به او داشته باشید . علامت این که ایشان وجود موثری است ، علامت این که این شخص مدافع اسلام است ، علامت این که این شخص همراه با اسلام است و فداکار اسلام است ، همین زیادی حمله ها علیه اوست.

                                                                                                                (آیت الله مشکینی)

*******************************************

بديهي است كه وقتي خداوند مي فرمايد: اطاعت از پدر و مادر واجب است منظورش اين نيست كه حتي اگر پدر و مادر به انجام محرمات و ترك واجبات هم فرمان دادند اطاعتشان واجب باشد !

همان خدايي كه گفته از پدر و مادر اطاعت كن همان خدا هم گفته اگر پدر و مادر دستوري برخلاف شرع دادند : فلا تطعهما ، يعني : اطاعت نكن !

بديهي است كه وقتي پيغمبر امر مي كند كه همه بايد به فرماندهي اسامه به جنگ بروند اطاعت از فرماندهي اسامه بر همه ي مهاجرين و انصار لازم است ولو پيرمرداني كه سالها زودتر از او بوده اند و در راه اسلام فداكاري ها كرده اند. فعلا اسامه منصوب نبي است و اطاعت از او اطاعت از نبي است و اطاعت از نبي هم اطاعت از خدا و لذا پيامبر متخلفين از سپاه اسامه را لعنت مي كند. و صد البته اين هم بديهي است كه اطاعت از اسامه تا آنجاست كه برخلاف شرع و دستورات نبي دستوري نداده باشد.  

باز هم روشن است كه اطاعت از منصوبين ولي فقيه هم واجب است و وقتي كه ولي فقيه حكم رياست جمهوري كسي را امضا كند اطاعت از او ( البته در حيطه اختياراتش ) لازم است. هركه مي خواهد باشد.

مي پرسي آيا اين حكم در زمان رياست جمهوري هاشمي و خاتمي هم بوده يا چيز جديدي است ؟!

من بالاتر از اين را به تو مي گويم ، اين حكم نه تنها براي هاشمي و خاتمي بلكه براي امثال بني صدر و بازرگان هم جاري بود. اما همانطور كه در سطور بالاتر گفتم اين حكم تا زماني است كه اين رئيس جمهور از جاده ي شرع و اوامر ولي فقيه خارج نشده باشد كما اينكه رهبري در مراسم تنفيذ رئيس جمهور فرمودند: كه اين تنفيذ تا زماني است كه ايشان در صراط مستقيم شرع باشد ( نقل به مضمون ). والا اگر قرار باشد از هر رئيس جمهوري كه خوشمان نيامد از دستوراتش اطاعت نكنيم چه بر سر كشور خواهد آمد ؟!

خب ، آيت الله مصباح يزدي هم كه در سخنراني اخير خود جز اين بديهيات چيزي نگفتند !!!

منبع:يك استكان چاي داغ

براي مطالعه:راز مصباح ستيزي

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:24 توسط : بهار

سه شنبه بیستم مرداد 1388



ملاصدرا :

 خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می شود ،و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدرآرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود...

                                                                                         الهي متعالی شوم...


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:1 توسط : بهار

چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388

شاخه گل



گفتند: جمعه نماز که میاین هرکدوم با یه شاخه گل بیایین!!!

بابا میگه:وقتی گل میبریم جشن تولد به کسی که تولدشه میدیم آقا ما جمعه گل به دست کی بدیم؟!!!

 آقا ما باگل اومدیم با هیزم نیومدیم ... دراین خونه رو باید با تمنا زد باید اونقد ناز صاحبخونه روکشید... آنقدر گل باید در خانه مهدی فاطمه بریزیم تا جبران آن در سوخته بشه تا در باز بشه ...

جمعه نماز به اقتدایی شما مولا واجب میشه، حالا یه عده نماز گزار براتون گل هم آوردند... آقا نمیایی گلهارو از دستمون بگیری؟وماهم به امامت شما نماز...

خداوندا،ماهمه يتيم آل محمديم؛ و سايه حضرت را بالاي سرمان نمي بينيم.پس هرچه طغيان در خلقت جاري است،از ما به ظهور مي رسد.از طرفي ،مال بد هم بيخ ريش صاحبش است.ماهرچه هستيم،صاحبمان ولي توست. پس حضرت را روانه كن!تا اين اجناس خرده شيشه دار را تحويل بگيرد...

 

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:31 توسط : بهار

دوشنبه دوازدهم مرداد 1388

تنفیذ...



مراسم باشكوه تنفيذ دومين دوره رياست‌ جمهوري دكتر احمدي‌نژاد بالاخره برگزار شد و در اين تنفيذ مهم پيروزي بزرگي نيز رقم خورد.

پيروزي بزرگ اين مراسم از آن جهت است كه در اين مراسم، جمع حاضر ناب‌تر از دوره هاي قبل شده بود، به اين معنا كه كساني كه در اطاعت از ولايت رهبر معظم انقلاب خرده‌شيشه دارند، در اين مراسم حاضر نشده بودند.

هاشمي رفسنجاني در همه هشت مراسم تنفيذ رياست جمهوري كه در طول عمر 30 ساله انقلاب اسلامي برگزار شده بود، حضور داشت اما اين اولين بار بود كه وي در مراسم تنفيذ رياست جمهوري حضور نداشت، مراسمي كه اكثر مسئولان عاليرتبه نظام و روساي قوا و عصاره گروه هاي مختلف جامعه اعم از سياسيون و هنرمندان و ورزشكاران در آن حضور داشتند.

اين بدان معني است كه دوران افول نفوذ بلامنازعه هاشمي رفسنجاني آغاز شده و علي‌رغم توقع بيجاي بعضي‌ها، مراسم تنفيذ بدون حضور او نيز برگزار شد و به وضوح عيان شد كه انقلاب راه خود را مي‌رود، چه هاشمي بيايد، چه نيايد...

پيام عدم  برخي همپيمانان در اين مراسم نيز اين است كه آنها راه خود در زمينه تبعيت از نظام و رهبري شفاف كرده و ديگر نمي توانند يكي به نعل و يكي به ميخ بكوبند...
و اينها يك پيروزي بزرگ است؛ پيروزي اي به نام خالص شدن رهروان امام، انقلاب و ولايت ...
 

منبع:خبرنگار مسلمان


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:44 توسط : بهار

جمعه نهم مرداد 1388

جمعه...




ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:12 توسط : بهار

جمعه نهم مرداد 1388

...



تا   تا می گم جوونیم،یاد بگیریم پاک باشیم،خوب باشیم، می گه الگو می خوااااااام !!!

                نمی شه توخودت الگو بشی؟؟؟

   نمی شه همتت را بلندکنی ؟ نمی شه پرواز کنی ببینی به کجا می رسی؟پس فردا می خوای بگی من الگو نداشتم؟؟؟!!!

                الگو داریمااا ، نداریم؟!!!

   چند تا علی اکبرهاو قاسمها (علیه السلام)باید بیان ؟؟؟!! یخورده بلند نظر باش، الگوهای خوبی پیدا می کنی، اگه اهلش باشی اسم علی اکبرحسین (علیه السلام) که به گوشت می رسه کار تمامومها، دیگه باید گوشی دستت بیاد ،سختی نیاز نیست بکشی، سختیهارو علی اکبر(علیه السلام) کشیده تو فقط الگو بگیر هم خُلقاً هم خَلقاً هم مَنطقاً:فرهنگ علی اکبری رو تو زندگیت رواج بده همین، یکمی بصیرت پیداکنی می گیری که علی اکبر حسین (علیه السلام) بودن تواین زمان یعنی چی :

یعنی به خاطر مولا قشنگ درس خوندن ،مهربون بودن ،منطق و گفتار درست داشتن،درست لباس پوشیدن ،درست راه رفتن، موهاو محاسن وحجاب و غیرت و عفت علی اکبری(علیه السلام) داشتن،قراره یکی باشیم تو رکاب مولا ،این فرمانده سرباز نمونه می خواداااا.

   یار آقا باید دلداده باشه ،فرهنگ دلدادگی را باید تو زندگیت رواج بدی تا دیگران یاد بگیرند، دلداده که بشی عاشق می شی عاشق که بشی مهربون می شی، اونوقت یار امام زمان تو خونه هم مهربونه هااا ،با پدر ومادر ،با همسر با بچه ها، میاد توخونه اگه نامهربونی کنه، بهش می گن اینو اربابت بهت یاد داده که اینطور برخورد کنی ؟اربابت گفته وقتی خسته ای اومدی تو خونه داد بزن سر بچه ها؟؟!!تو مکتب آقات اینه؟؟؟؟!!!!

   آدمای امام زمان باید افتخار آفرین باشند ،تو دلت آرزوی فرماندهی آقا رو داشته باش ، همتتو بلندکن، نگو من سرباز می خوام بشم،بگو من فرمانده امام زمانم می خوام بشم اونوقته که نمونه می شی، الگو می شی، آخه یاد گرفتی که مهربون باشی ،تو رفتارو منشت باید مواظب باشی آخه قراره مستشهدین بین یدیه باشیاا.

   هر کسی رو راه نمیدناااااا.

   هر کسی قبول نمی شه هاااا.

 

                                  «اللهم اجعلنا من المستشهدين بين يديه»

  


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:51 توسط : بهار

شنبه سوم مرداد 1388

حصن ولايت



 

  عزيز اهل معرفتي مي گفت:

  مدتي در كربلا مقيم بودم چندين فرصت گناه برايم فراهم شد،ولي من از آنها سر باز زدم.زيرا مطمئن بودم كه اينها امتحان و فتنه هاي الهي است؛و هر گونه لغزشي در آنها،كار آدم را ميسازد.در يكي از  روزها،چندبار شرايط معصيت فراهم شد،ولي هر بار از آنها رو برگرداندم.اما ديگر بي خود شدم و به حرم حضرت پناه بردم و عرض كردم بنده به خاطر تقرب به شما،از لذت معصيت چشم پوشي كردم.

  حضرت نيز در جواب فرمودند: گمان نكن كه تو با دست خود كاري انجام داده اي! ما تورا نگه داشته ايم و به تو اراده سرباز زدن از گناه را داده ايم؛ والا تو به خودي خود،هيچ نيستي...

  دوستان:

  دست ولايت است كه ورشكسته هايي مثل مارا نگه داشته است؛ والا اگرمارا به خودمان واگذار كنند،عاقبت،همه ما طلحه و زبير از كار در مي آييم.!!!


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:22 توسط : بهار

جمعه دوم مرداد 1388

ولايت پذيري...!



آقای احمدی نژاد؛ به نظر می رسد که رای بالای مردم به شما و رکورد 24 میلیون پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم سرابی از موفقیت و اعتماد به نفس را برای شما مسجل کرده که با تکیه بر آن به خود اجازه می دهید تمامی اعتقادات و اعتماداتی را که پایه گذار پیروزی دوباره تان بوده است را به استهزا بگیرید. می ترسیم فراموش کرده باشید که همین مردم معتقد ولایت پذیر بودند که به شما رای دادند وگر نه مخالفانتان که شاهد عرض ارادتشان به شما در روزهای شلوغی وازدحام بودیم نه تنها از ضعف ونقص شما ناراحت نمی شوند که آن را تایید بر انتخاب نامزد محبوبشان می دانند!!!
ما را رو سیاه نکنید لطفا!
رئیس جمهور محترم و منتخب: اصل 110 قانون اساسی به عنوان محور قانونی اختیارات ولی فقیه و نیز اصول دینی و مذهبی ما که برداشتی نیابتی از اختیارات فقیه در زمان غیبت دارد به صراحت تکلیف ما و شما را در برابر دغدغه های علما به خصوص ولی فقیه روشن کرده است، چه برسد به جایی که ولی امر دستوری قاطع و کتبی بسان آنچه در لزوم برکناری مشائی ازمشاغل حساس نوشته اند به رشته تحریر بیاورند!!!

رئیس جمهور محترم : باید به شما من باب (فذکر، ان الذکری تنفع المومنین) یادآور شویم که ولایت پذیری و ذوب در ولایتی که شما در سال های پس از استانداریتان در سخنرانی ها و مواضعتان یادآور می شدید و ما نیز به مانند دیگران از شما و رهنمودهایتان استفاده می کردیم تنها به دست بوسی و احترام ظاهری نیست. این دیگر بدیهی ترین اصل ولایت پذیری است که؛
                                               به عمل کار بر آید نه به حرف!

                                         

عدم اجابت فوري حكم رهبر انقلاب درباره انتصاب مشايي به معاونت اولي، حيرت انگيز و البته تأسف آور شده است.
نکته آخری که باید با کمال تاسف به شما یادآور شویم اینکه ما و میلیون ها ایرانی دیگر که به شمار رای دادند و حتی کسانی که فرد دیگری را مخاطب خواسته ها و مطالبات خود دیدند و به شما رای ندادند، رهبری را نه یک شخص و اصل قانونی بلکه رکن رکین انقلاب می دانیم و به فرموده امام: پشتیبان آن شده ایم تا مملکت را از آسیب دشمنان حفظ کنیم! و بر همین اساس، برادرانه به شما گوشزد می کنیم که همان گونه که با اعتماد ولایت پذیران روی کار آمدید و در انتظار تنفیذ حکمتان از سوی ولایت امر هستید!

 به همان شکل نیز در صورت مردودیتان در این آزمون بزرگ و حساس شما را از ادامه تصدی جایگاهی که به عنوان معتمد مردم و ملت به دست آورده اید بازداشته و تمام توان خود را برای انتقاد و مخالفت با دولتی که رئیسش به خواست ولایت فقیه بی توجی کرده به کار خواهیم بست.

آقای احمدی نژاد ما شما را دوست داشتیم و دوست داریم بگذار دوستیمان پایدار بماند...

 منبع:پايگاه اينترنتي كربلايي 110

************************

چرا مشايي نه؟!!...در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:51 توسط : بهار

یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388

وفای به عهد...



زيبايي رسالتت برام به"اني بعثت لمكارم الاخلاق" نه واجبات و مستحبات در دين، بلكه مكارم اخلاق

نه اخلاق عادي، بلكه كرامتهاي اخلاقي اوني كه كرامته سه مرحله است:

1ـ حسن خلق با مخلوق...2ـ حسن برخورد با ربم اينكه هرچه از من صادرمي شه ناقصه، اماهرچي از ناحيه رب به سوي من نازل ميشه كامل و موجب تكامل...

3ـ اينكه بدونم راهي جز اينكه وفا كنم به عهد عبوديت و بندگيش نيست براي اينكه انسان بشم  و بعد هم الهي... وفا به عهد بندگي... عهد هميشه بين دوطرفه... اما من كه يادم نمياد عهدي با خدا و ربم بسته باشم!!!كي وكجابوده؟!!!

"واذ اخذ ربك من بني آدم...ألست بربكم قالوا بلي..." (اعراف172 ) «خداوند با انسان بني آدم پيمان بسته (به اين معنا كه من رب تو باشم و تو عبد من باشي)آيا من پروردگار شما نيستم و همه گفتيم بلي...»اين پيمان از يكايك ما گرفته شده «من رب شما در مقابل شما عبد ..»

اوبامن عهد كرده  و من هم عهد را پذيرفته ام لذا من بايد به عهدم وفا كنم... اوهم در قبال اين تعهد كه به من كرده چيزي عنايت ميكنه...تنها نه انسان گواهي به ربوبيت حق مي ده بلكه در تمام آنات و لحظات وجود اين نداي « ألست بربكم » طنين اندازه...درتمام عالم وجود اين ندا ميآد در هر لحظه به لحظه و آن به آن هر موجودي داره ميگه "بلي"

همين الان تمام سلولهاي بدن من ميگه"بلي"... اوني كه داره گناه ميكنه انسانيه كه عهد و پيماني كه سراسر وجودش باخدا بسته است، انساني است كه از يك گوهر گرانبهايي كه به اوداده است سوء استفاده مي كنه و آن گوهر" اختياره"

هركس وجودش مي گه تو ربي ؛ اما اين من هستم كه وجودمو از مسير الهي دور ميكنم...

شخصي كه معصيت مي كنه تمام ابعاد وجودي كه در ربط با آن معصيته لعنش ميكنه، دستي كه معصيت مي كنه همون صاحبش را لعن ميكنه...

اما عملم!!!، درسته من تو عملم ناقصم ، اونچيزي كه از من تو راه عبوديت سر ميزنه ناقصه، قابليت عرضه به خدا را نداره اماهمين ناقص منو به كامل ميرسونه...به تعبير ديگه همين طاعات و عبادات كه از ما صادر ميشه و اوست كه به ما تكامل ميده...

انبيا و اولياء بعثتشون براي همينه كه منو تورو به كامل مطلق برسونند، وفا به عهد عبوديت ، برا اينكه رابطه بين عبد و رب  حفظ بشه چيكار بايد بكنم؟... "بايد مطيع محض بشيم"

امام علي(عليه السلام) :اگر بخواهيد دروادي انسانيت پيروز باشيد، راه طاعت است.

اگر بخوام آدم بشم راهي جز اين ندارم كه به احكام الهيه عمل كنم تابعد از انسانيت بالا برم و رنگ الوهيت بگيرم...اوني كه خالقم بوده  جوري انسان بودنم رو ساخته كه اگر بخوام آدم بشم بايد اطاعت كنم و عبادت تنها به نماز نيست، يك معنا اينه كه خداگونه بشم ...حيفه كه پايين باشم  وقتي ميتونم صبغة الله پيدا كنم ...

الهي: توكه پيامبرت را براي مكارم اخلاق مبعوث نمودي به اين فرخنده روز ناقصمان را كامل بفرماو از انسانيت به الوهيت و صبغة الهي برسانمان...

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:33 توسط : بهار

یکشنبه بیست و یکم تیر 1388

شهیده حجاب



انا لله و انا اليه راجعون

بار ديگر اسلام مظلوم، در غربت غرب ،‌غريب مي‌شود و حجاب، يکي از قوانين حياتبخش اين دين مبين ، در کشوري که يک روز مهد آزادي به آن داده شده است مورد بي مهري قرار گرفته و مُهر ممنوعيت مي‌خورد.
چگونه است که آزادي، شعار دموکراسي و از مهمترين فرازهاي حقوق بشر شناخته شده است و مورد اتفاق تمامي مجامع بين المللي مي باشد ولي شهروندان مسلمان آلماني از آزادي مورد ادعاي مدعيان محروم مي باشند و به آنان به خاطر داشتن حجاب که از ضروريات دين است با خشونت قرون وسطايي برخورد مي شود.
تناقض گفتار و عمل مدعيان حقوق بشر در غرب باکشتن بي رحمانه مروه الشربيني،‌ شهيده حجاب که
قرباني اسلام ستيزي و انديشه هاي نژادپرستي در غرب مي باشد بيش از پيش آشکار مي گردد.
امروز وجدان بشريت از حاکمان مستکبري که از يک طرف دستشان را تا مِرفق در خون مظلومان جهان فروبرده و از طرف ديگر براي دموکراسي، حقوق بشر، آزادي و ديگر مفاهيم مورد احترام انسانها سينه چاک نموده و اشک تمساح مي ريزند به شدت متنفراست و سيل اعتراضات مردم مسلمان که هر روز در جاي جاي جهان جريان دارد ، يک روز به خشم کوبنده تبديل شده و طومار مستکبران ظالم را در هم خواهد پيچيد.
انشالله....


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:31 توسط : بهار

چهارشنبه هفدهم تیر 1388

امان از دل زينب



یکسال و نیم روضه گودال خوانده ام ،از دست و پای زخمی اطفال خوانده ام

یکسال و نیم یاد گلوی تو بوده ام ، وقت نماز محو وضوی تو بوده ام

یکسال و نیم یاد لبت از دلم نرفت ، یاد نماز نیمه شبت از دلم نرفت

یکسال و نیم بعد تو فریاد میزدم، در مسجد النبی ، ز دلم داد میزدم

یکسال و نیم با پدر خسته گفته ام،از محمل برهنه و کت بسته گفته ام

یکسال و نیم با حسن از کوفه گفته ام ، یک کوچه نه، از غم صد کوچه گفته ام

یکسال و نیم زینب تو بود و زمزمه ،خجلت ز روی مادر سردار علقمه

یکسال و نیم پیرهنت ،اشک من گرفت ، شیب الخضیب، زخم تنت اشک من گرفت

یکسال و نیم فکر سرت روی نیزه ها...

یکسال و نیم فکر سرت در میان تشت ...

يكسال و نيم صبوري...


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:37 توسط : بهار

شنبه ششم تیر 1388

راه محبت



ليلي به مجنون گفت:گوش تورا ميگيرم و دور شهر مي چرخونمت!

مجنون گفت:اگر تو مي كِشي،پس برو تا برويم! ليلي همانجا،يك سيلي به گوش مجنون نواخت.

مجنون هم آنطرف صورتش را جلو آورد و گفت:جانم به فدايت! يكي ديگرهم بزن! كه آن قبلي خيلي شيرين بود!

مجنون چون خود را وقف ليلي كرده بود،پس دردي هم احساس نميكرد وبي آبرويي را نمي فهميد.تنها چيزي كه مي ديد،ليلي بود و بس...

فناي در محبوب شدن، خودي نديدن...،محبت كه باشه سختي ها و حرفها ومنم زدن ها همه و همه كنارميره و جاي خودش را به معشوق ميده...

اشكال ما اينه كه محبوب را براي خودمون ميخوايم نه اينكه خودمونو براي محبوب ...

زليخا يوسف را براي خودش ميخواست ،نه خودش را براي يوسف!

لذا اين شد كه به او تهمت زد و به زندانش انداخت...

تمام غم و غصه هاي بشر،از اينجا شروع ميشه كه خودش را براي خدا نميخواد ...

اگه پنبه هارو از گوشمون بيرون كنيم ندايي ميشنويم:

   ای بنده من،آنچه كه هست،براي تو خلق كردم توراهم براي خودم آفريدم ... 

   اي بنده چموش،من در اين عالم،تنها تورا دارم،ولي توهمه چيز داري،غير از من ...!!!

 دوستان :

هر جوري كه نگاه ميكنم،بازميبينم كه خداي خوشگلي داريم.بجاي اينكه ماقدراونو بدونيم،اونه كه قدر مارا ميدونه...

آن محبتهاي ليلي،كرد مجنون را اسير

ورنه آن بيچاره را ميل گرفتاري نبود

کاش خدا از تو بگیرد هرآنچه که خدا را ازتو می گیرد...


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:13 توسط : بهار

دربـــاره وبـلـاگ
كانون وبلاگ نويسان مذهبي